خرید بک لینک
تقریبن مدت زیادیه که ننوشتم. چون راستش این روزا هیچ حال خوبی ندارم. دچار یه جور رخوت و کسالت و حال به هم خوردگی از همه چی شدم. بیشتر از خودم. ینی حوصله خودمم ندارم. حوصله هیچی و هیچکس درواقع. خبر جدید اینکه لب تابم داغون شده، یا داره میخاد بشه. خبر بد اینکه من هنوز نتونستم یه مدل خوب انتخاب کنم. خب

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 15:20

توی مغزم پر از کلمه اس. پر از الفبا. توی هم میلولن. و منو دیوونه میکنن. دیوونه تر اینی که هستم که میشه زنجیریی چیزی. ینی آماده ی دریدن هر موجود زنده و حتا مرده ای. فرقی نداره. بلاد. بلاد اوری ور. دوس دارم دریای خون را بندازم. تک تک آدمای رو اعصابو گردن بزنم. همینطور تک تک کلمه های ثقیل و فارسی برگر

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 3:13

یکی از معدود بارهایی که حس کردم باید به جای شما، نگران خودم و سلامتی خودم و فاکتورهای انعقادی و میزان کلسیم و تراکم استخوان و این موارد باشم، مجبور شدم دو تا لوله خون بدم. کار اشتباهی بود. چون نگرانی برای شما و جامعه و گونه های رو به انقراض و کودکان آفریقایی و حقوق از دست رفته ی زنان شامل تایپ کردن

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 3:13

صفحه بندی